الملا فتح الله الكاشاني
134
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
از روى اطاعت و امتثال * ( وَالنُّجُومُ ) * و ستارگان برفتن و آمدن بر وفق مامور * ( وَالْجِبالُ ) * و كوه ها به جريان ينابيع و پرورش معادن بر طريق انقياد * ( وَالشَّجَرُ ) * و درختها بسايهء كه موجب انخفاض و مذلت است * ( وَالدَّوَابُّ ) * و چهار پايان بعجايب تركيب و بصغار و افتادگى و ميتواند بود كه من شامل ذوى العقول و غير ايشان باشد بر وجه تغليب پس بنا بر اين افراد شمس و قمر و نجوم و جبال و دواب بذكر از ميان ذوى العقول به جهت شهرت آنها باشد و رفع استبعاد و خضوع از ايشان حاصل كه ذوى العقول ساجد حضرت احديتند از روى طوع و رغبت و طاعت و عبادت و غير ذوى العقول بر سبيل تسخير و عدم ابا از تدبير ملك قدير يا از روى دلالت كردن آنها بذل و خضوع خود بر عظمت مدبر وجود صانع خود كه مستجمع جميع صفات كمالست كه به جهت آن مستحق عبادت و سجود است * ( وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ ) * و سجده ميكنند او را سجدهء طاعت بسيارى از مردمان * ( وَكَثِيرٌ ) * و بسيارى از ايشان كه ابا كردند از سجود * ( حَقَّ عَلَيْه الْعَذابُ ) * سزاوار شده است بر ايشان عذاب يعنى به جهت امتناع از سجود و انقياد و اصرار بر كفر و معصيت حكم شده است بر آنها بعقوبت در دنيا و آخرت و از مجاهد مرويست كه هر كه او سجده نكند خداى را سايهء او بسجدهء قيام نمايد كقوله تعالى وَظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ و بدانكه مراد به كثرت در جملهء اولى كثره است فى حد ذاته نه نسبت بجميع مردمان پس آن منافى آيه وَقَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ نباشد و كثرت ثانيه اعم است از فى حد ذاته و نسبت به غير خود از افراد مؤمنان است در احقاق آورده كه بحسب حقيقة وضع جبهه بر زمين سجود نيست چه اگر كسى از روى استهزا پيش كسى پيشانى بر زمين نهد آن را از حساب سجده نميشمارند بلكه سجده نشان خضوع دل و نهاية تواضع و تضرع و غاية تعظيم و تكريمست همهء ذرات عالم مر خداى تعالى را خاشع و خاضعاند بدلالت حال كه افصح است از دلالت مقال و صاحب كشاف نيز گفته كه مراد بسجود مطاوعة مخلوقاتست مر او را در آنچه احداث نموده در آنها از افعال و در آن چه اجراى افعال نموده در ايشان از تدبير و تسخير خود مر آنها را و تسميهء اين مطاوعة بسجود به جهت تشبيه آنست با دخل افعال مكلف در باب طاعت و انقياد كه آن سجود است كه اصل جميع خضوع و خشوعست و همهء خضوع كه غير آنست ما دون و فروع آنست و بعد از آن دو اعتراض ايراد نموده يكى آنكه سجود بر معنى مذكور نسبت بجميع ممكناتست و اسناد آن ببعضى مردمان دون بعضى چنان كه منطوق آيه * ( وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْه الْعَذابُ ) * است منافى آنست دويم آنكه سجود بر سبيل عموم مسند است بجميع آن كه در زمين است از جن و انس پس اسناد آن ببعضى از مردمان ثانيا و نفى آن از بعضى ديگر مناقض